محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 39
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
فرستاده تا مردم گمراه را كه از صوفيگرى بوئى نبردهاند ارشاد كند و به مشرب تصوّف آشنا سازد . معصومعلى مانند اغلب جوكيان هند مردى مرتاض و در اعمال غريبه استاد بوده است ، همين امر موجب اشتباه مريدان وى گشته وچنين مىپنداشتند كه او از اولياءاللَّه است ، و اين كارهاى عجيب وغريب از راه كشف وشهود براى او حاصل شده است . گويند : نخستين كسى كه دست ارادت به وى داد فيض على شاه و بعد از او پسرش نور على شاه بود ، نور على شاه نوجوانى نابالغ وامرد و داراى چهرهاى زيبا ومشكين موى بود وطبعى موزون وقامتى دلكش وصوتى طرب انگيز داشت وكاملًا مطابق ميل اين قلندر شهوت پرست بود ، واو نخستين شكارى بود كه به دام معصومعلى صياد جوكى عنان گسيخته افتاد . در طرايق مىنويسد : « نور على شاه در سفر وحضر مراقب معصومعلى ومواظب او بود و در رنج وراحت با وى مشاركت داشت وظاهراً وباطناً قلباً وقالباً وحضوراً وغياباً آنى وزمانى از معصومعلى غائب نبوده است » ، معصومعلى بعد از آنكه نورعلى شاه را با كمند افسون به زير خرقه كشيد ، جوان سادهلوح ديگرى به نام مشتاق على اصفهانى را كه مردى عامى وتار زن ماهرى بود ، اسير خود گردانيد . ميرزا ملكم انگليسى مىنويسد : « تار را خوب مىنواخت ، گويند به نوعى مىزد كه هركس در مجلس بود بىاختيار به گريه مىافتاد » 1 . نور على شاه ومشتاق على شاه هركدام از لحاظ زيبائى وگيرائى نقصى
--> ( 1 ) تاريخ ايران : 2 / 148 .